آنها را به‌ترتيب تاريخي منظم سازد و سپس شايد بتوان تاريخ تقريبي اين يا آن دستورالعمل را معلوم ساخت‌. يكي از نوآوري‌هاي سده‌ٴ چهاردهم ((اكليل زرد)) بود، كه تقليدي بود از طلا، كه از جمله براي نقاشان و اندودكاران سده‌هاي ميانه استفاده از طلا در مينياتور و اگر طلا نبود، چيزي‌ شبيه آن بسيار مورد علاقه بود. اكليل زرد نوعي سولفيد قلع (SnS²) بود. اين جسم (يا استفاده از آن در تزيينات‌) ممكن است پيش از سال 1300 كشف شده باشد، ولي استفاده از آن در سده‌ٴ چهاردهم زيادتر شد و تقريباً هر رساله‌اي از اين قرن‌، دستورالعملي براي ساختن آن دارد. دستورالعملي كه در كتاب بولونيايي فوق‌الذكر آمده بود.1
در سال‌هاي اخير دانيل وارني تامپسن بسياري از اين گونه متن‌ها را مورد مطالعه قرار داده‌ است‌. او كتاب هنر چنيني را به انگليسي ترجمه و منتشر كرد (نيوهيون 1932 ـ 1933) و همراه‌ با جورج هِـرد هاميلتن هنر تذهيب فوق‌الذكر را ترجمه كرد (ص 182، نيوهيون 1933). او كتاب‌ رنگ‌هاي تذهيب و نقاشي2 را هم تصحيح و ترجمه كرد و بعداً نتيجه گرفت كه احتمالاً اصل آن از انگلستان و مربوط به آغاز سده‌ٴ چهاردهم بوده است (همان‌جا ص 448 ـ 450)!3
براي مقايسه مي‌توان رساله‌ٴ بيزانسي مربوط به شمايل‌نگاري مسيحي را هم بررسي كرد، كه‌ ديونوسيوس فورنايي راهب و نقاش نوشته است (به‌نام تبيين نقاشي يا راه‌نماي نقاش‌). به عقيده‌ٴ نخستين ناشر متن يوناني آن‌، اين رساله در پايان سده‌ٴ چهاردهم نوشته شده‌، ولي به‌عقيده‌ٴ دِيل‌ كتاب مربوط به سده‌ٴ هجدهم است‌. كتاب از هر زماني كه باشد، معرف سنت قديم‌تري است‌. ديونوسيوس در مقدمه‌اش شرح مي‌دهد كه در كودكي در سالونيك نقاشي آموخته و كوشيده تا از آثار نقاش نام‌دار مانوئل پانسلينوس در آن شهر تقليد كند. او براي تسهيل كار نقاشان ديگر، اين‌ كتاب را با دست‌ياري شاگردش كوريلوس خيوسي نوشته است‌. نخستين بخش كتاب در باره‌ٴ فراهم كردن رنگ‌ها و مواد لازم است‌، چگونه سطح را جلا دهند يا رنگ‌هاي معيني را به‌دست‌ آورند و امثال آن‌؛ بخش دوم سنت‌هاي شمايل‌نگاري را براساس عهد عتيق و عهد جديد بيان‌ مي‌كند، بخش سوم درباره‌ٴ توزيع نقاشي‌ها در ميان كليساهاست‌.
يكي از موضوعات مورد اختلاف در تاريخ صنعت در سده‌هاي ميانه مربوط به‌شيوه‌ٴ نقاشي‌ رنگ روغني است‌. قبلاً (در ج 2، ص 1036) خاطرنشان شد كه تئوفيلوس (دوازدهم ـ 1)، در رساله‌ٴ خودش نسخه‌اي براي نقاشي رنگ روغني داده است و ما مي‌دانيم كه روغن بذرك‌، روغن‌


1. در مقاله‌ٴ زير مورد بحث قرار گرفته است‌:
(J. R. Partington: The discovery of mosaic gold (Isis 21, 203, 1934
(D. V. Thompson (p. 181-84, 1936
Sloane MS no. 1754 (Speculum 1, 280-307, 1926). .2
3.چند سطر مربوطبه معرفي نسخه‌ها و چاپ‌هاي رساله‌هاي اروپايي از ترجمه حذف شد (ص 169 متن لاتين‌). ـ م‌.